تبلیغات در اینترنتclose
داستان آمادگی برای رفتن
زمان جاری : چهارشنبه 30 خرداد 1397 - 1:44 بعد از ظهر
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم

OLOOMWEB.R98.IR/FORUM انجمن سایت تخصصی علوم (علوم وب)
تعداد بازدید 29
نویسنده پیام
sahra
آنلاین

کاربر انجمن
ارسال‌ها : 5
عضویت: 25 /4 /1396
داستان آمادگی برای رفتن





صاحب دلی برای اقامۀ نماز
به مسجدی رفت. نمازگزاران او را شناختند و خواستند که پس
از نماز، بر منبر رود و آن ها را پند گوید. او نیز پذیرفت.




نماز جماعت تمام شد. چشم ها همه به سوی او بود. مردِ صاحب
دل برخاست و بر پلۀ نخست منبر نشست.




بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آنگاه خطاب به جماعت گفت:”مردم! هرکس از شما که می داند امروز تا شب خواهد
زیست و نخواهد مُرد، برخیزد.”




کسی برنخاست.




گفت:”حالا هرکس از شما که خود را آماده مرگ کرده است،
برخیزد.”




باز کسی برنخاست!




سری به نشانۀ تاسف تکان داد و گفت:”شگفتا از شما که به
ماندن اطمینان ندارید، اما برای رفتن نیز آماده نیستید!”




یکشنبه 25 تیر 1396 - 12:58
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر

پاسخ ها


برای نمایش پاسخ جدید نیازی به رفرش صفحه نیست روی تازه سازی پاسخ ها کلیک کنید !



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :

OLOOMWEB.R98.IR مرجع تخصصی آموزش علوم متوسطه ی اول