تبلیغات در اینترنتclose
داستان آمونده اشک رایگان
زمان جاری : چهارشنبه 25 مهر 1397 - 10:32 قبل از ظهر
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم

OLOOMWEB.R98.IR/FORUM انجمن سایت تخصصی علوم (علوم وب)
تعداد بازدید 220
نویسنده پیام
foroozan
آنلاین

کاربر انجمن
ارسال‌ها : 5
عضویت: 27 /4 /1396
داستان آمونده اشک رایگان





یک مرد عرب سگی داشت که در حال مردن بود. او در میان راه نشسته بود و
برای سگ خود گریه می‌کرد. گدایی از آنجا می‌گذشت، از مرد عرب پرسید: چرا گریه می‌کنی؟
عرب گفت: این سگ وفادار من، پیش چشمم جان می‌دهد. این سگ روزها برایم شکار می‌کرد
و شب‌ها نگهبان من بود و دزدان را فراری می‌داد. گدا پرسید: بیماری سگ چیست؟ آیا
زخم دارد؟ عرب گفت: نه از گرسنگی می‌میرد. گدا گفت: صبر کن، خداوند به صابران
پاداش می‌دهد
.



گدا یک کیسه پر در دست مرد عرب دید. پرسید در این کیسه چه داری؟ عرب
گفت: نان و غذا برای خوردن
. گدا گفت:
چرا به سگ نمی‌دهی تا از مرگ نجات پیدا کند؟
عرب گفت: نان‌ها
را از سگم بیشتر دوست دارم. برای نان و غذا باید پول بدهم، ولی اشک مفت و مجانی
است. برای سگم هر چه بخواهد گریه می‌کنم. گدا گفت : خاک بر سر تو! اشک خون دل است
و به قیمت غم به آب زلال تبدیل شده، ارزش اشک از نان بیشتر است. نان از خاک است
ولی اشک از خون دل





سه شنبه 27 تیر 1396 - 12:45
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر

پاسخ ها


برای نمایش پاسخ جدید نیازی به رفرش صفحه نیست روی تازه سازی پاسخ ها کلیک کنید !



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :

OLOOMWEB.R98.IR مرجع تخصصی آموزش علوم متوسطه ی اول